دوستان ( 77 )
esi222222
naznazzi
sayna
negar3821
carzygirl10
mahjoob
pinkpanther
20081983
amarilis
senmor
gama
eli
menaz
nanaz
mdsf
shokolat
azade
arta
بلاگ

نماز را به زبان فارسي بفهم

آیا زمان آن نرسیده که بدانیم در نماز به پروردگارمان چه میگوییم؟ آیا زبان تقدس می آورد یا مفهوم کلام؟ آیا زمان آن نرسیده که به زبان مادری پروردگارمان را ستایش کنیم؟ :ترجمه ي فارسي نماز تکبير:) الله اکبر: خدا بزرگترين ( و برترين ) است
بسـم الله الرحمن الرحيم: بنام خدای بخشاينده ي مهربان الحمد لله رب العالمين: ستايش تنها سزاوار خدا است که خداوند همهً هس...
1 نظرات
May 19 ,2008
درباره shero
منو تنهام بذار

  • نام کامل: SHERO VAKI
  • جنسیت: مذکر
  • تاریخ تولد: اسفند 26 , 1363
  • محل سکونت: Italy (napl)
  • وضعیت: مجرد
  • سرگرمی: watching TV
  • تخصص: economy
  • شغل: Enginier
  • وب سایت یا بلاگ: wWw.SHERO.blogfa.cOm
  • ای دی یاهو مسنجر: shahin_vaki
  • من دوست دارم: که تنها باشم
  • موسیقی مورد علاقه: ROCK
  • مکانهای مورد علاقه: اونجا
  • رنگ چشم: صورتي
  • ترس شما: WHAT IS THE MINING OF SCARRY
  • آیا فکر می کنید جذاب هستید: /....

  • shero و 20081983 حالا با هم دوست هستند
    1 هفته قبل

  • shero و 20081983 حالا با هم دوست هستند
    1 هفته قبل

  • shero و yaldaalone حالا با هم دوست هستند
    1 هفته قبل
دفتر مهمان ( 163 )

senmor

salam

9 ساعت قبل

20081983

salam khob hastin? omidvaram hamishe movaffagh bashin bye.

1 هفته قبل

elena

salam dige be ma sar nemizani ???

2 هفته قبل

shahro0oz

milad OR shahro0ozzz





pish man zod zod biya







بعدا" فهمیدم ...
روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود.
بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان 57 رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده!
یه آه از ته دل کشید.
بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره.
بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جذاب بود.
بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!!
آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد. بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.
اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.
بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.
سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام.
بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.
بعد از یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟ گفتم: اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت.
بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره.
بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود.
بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه...
بهم گفت بیا یه کم قدم بزنیم. این حرفش خیلی به نظرم رمانتیک بود.
بعداً فهمیدم دستشویی داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم.
ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود.
بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده!
بهش گفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد!
بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه مبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش!

2 هفته قبل

sophiya

dokhtarane roosta be shahr fekr mikonand va dokhtarane shahr dar arezooye roosta mimirand . mardane kochak be asayeshe mardane bozorg mi andishand va mardane bozorg dar hasrate arameshe mardane kochak mimirand . parvardegara kodamin pol dar kojaye jahan shekaste ast ke hich kas be khane ash nemiresad

2 هفته قبل

nazpari

salam

2 هفته قبل

زبان ها: English | فارسی
webzzz Webzzz.com - cc Content on this site is licensed under a Creative Commons Public Domain License